کرامات هایی از عروس حضرت امام صادق (ع) !

در این مقاله کرامات هایی از عروس حضرت امام صادق (ع) بررسی می شود.
کرامات هایی از عروس حضرت امام صادق (ع) !
قبر سیده نفیسه خاتون یکی از اماکن معروف مصر می باشد که به اجابت دعا معروف است و هر گاه به مصری ها مصیبتی و سختی می رسد به این مکان می شتابند و حاجت خود را بیان می کنند و با ذکر و دعا و استغاثه جواب می گیرند.

مهری هدهدی – بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان

سیده نفیسه خاتون(علیهاالسلام) نوه امام حسن مجتبى(علیه‌السلام) و عمه حضرت عبدالعظیم حسنى (علیه‌السلام) در مکه معظمه متولد شد. ایشان با اسحاق الموتمن، پسر حضرت امام جعفر صادق(علیه‌السلام) ازدواج کرد و از او صاحب یک پسر و یک دختر شد.(شیخ عباس قمی، منتهی الامال، ج۲، ص ۲۹۹؛ عالمه مجلسی، سفینه البحار، ج۲، ص)

سیده نفیسه از جمله بانوانی است که در تاریخ اسلام به قرائت و ختم قرآن مشهور می‌باشد. ایشان در حدیث و تفسیر نیز مهارت بسیار داشتند و در طول عمر خود ۳۰ بار به زیارت خانه خدا مشرف شدند.(الأعلام، ج‏۸، ص ۴۴ ) در احوالاتشان آمده که از خوف خدا بسیار می‌گریست و شب‌ها را به تهجد و بسیاری از روزها را به روزه می‌گذراند.( غلامرضاگلی زواره، ص ۳۴)

نوشته‌اند که نفیسه خاتون به دست خود، قبری را برای خویش حفر کرده بود. او همه روزه داخل آن می‌رفت و نماز می‌گزارد و قرآن را بارها در آن ختم کرد.(الکواکب السیاره فی تربت الزیاره، ابن زیات، ص۵؛ مساجد مصر و اولیاء الصالحون، سعاد ماهر محمد، ج۱، ص۱۲۵؛ نورالابصار، ص۲۵۸؛ ناسخ التواریخ، ج سوم، ص۱۲۶)

سیده نفیسه خاتون(علیهاالسلام) به دست خود قبرش را حفر کرد و همه روزه در میان آن مى‌رفت و نماز مى‌گزارد و قرائت قرآن مى‌نمود، طورى که شش هزار ختم قرآن در آن به اتمام رساند

مهاجرت سیده نفیسه به مصر

پس از امام هفتم (علیه السلام)، حضرت امام رضا (علیه السلام) عهده دار پیشوایی مردم گردید؛ اما فشارها و آشفتگی های عباسیان همچنان ادامه داشت. سیده نفیسه پس از وقوع این رویدادهای دردناك، تصمیم به هجرت گرفت. وی در ذی الحجه‌ سال ۱۹۲ هـ.ق برای بار سی ام، با پای پیاده برای زیارت به سوی مكه عزیمت نمود. در بیت الله الحرام دعا کرد به زیارت مرقد حضرت ابراهیم(علیه السلام) نائل آید، كه دعایش مستجاب شد و او پس از گزاردن حج، همراه با همسر خود، به سوی «بیت المقدس» رهسپار گردید.

سیده نفیسه چند صباحی در فلسطین اقامت داشت و سپس به مصر رفت که در کنار علویان زندگی کند.

نفیسه خاتون از زبان دیگران

مورخان این بانو را به القاب نیكو و پسندیده ای وصف كرده و از او به عنوان زنی عارف، عابد، عامل به دستورات الهی، پرهیزگار، زاهد و دانشور سخن گفته اند.

زركلی در كتاب الاعلام خود، او را با القابی چون: تقیه، صالحه و عالمة بالتفسیر والحدیث معرفی می كند.

ابونصر بخاری می گوید: مقام این بانو آنقدر والاست كه مردم مصر برای اثبات ادعای خویش، به وی سوگند یاد می كنند.

یافعی یمنی، ضمن این كه سیده نفیسه را بانویی صاحب مناقب ذكر می كند، می افزاید: در عصر خویش شایسته و بزرگوار بود، مرقدش زیارتگاه بوده و دعا در جوار مزارش مستجاب است.

مقریزی در وصفش گفته است: نفیسه در پرهیزگاری و اعراض از دنیا و اهلش شهرت جهانی بدست آورد؛ او ترجیح داد زحماتی را متحمل شود تا به رحمت الهی نزدیك گردد.

ابن خلكان در كتاب وفیات الاعیان می نگارد: سیده نفیسه در روایت، مهارت داشت و برخی از مشاهیر و بزرگان از وی حدیث نقل كرده اند. صالح الوردانی نوشته است: سیده نفیسه از خوف خداوند زیاد می گریست، قرآن را از حفظ داشت و با علم تفسیر آشنا بود.

در کتاب سفینه البحار آمده است هر کس حاجتی داشته باشد و هزار مرتبه به روح سیده نفیسه خاتون صلوات هدیه کند؛ خداوند ان شاءاللّه حاجاتش را روا می گرداند

ماجرای حفر قبر و وفات ایشان

سیده نفیسه خاتون(علیهاالسلام) به دست خود قبرش را حفر کرد و همه روزه در میان آن مى‌رفت و نماز مى‌گزارد و قرائت قرآن مى‌نمود، طورى که شش هزار ختم قرآن در آن به اتمام رساند.

در وقت احتضار، که بعد از هفت سال اقامت در مصر بود، بیمار شد. روزه‌ دار بود و قرآن قرائت مى‌کرد و در هنگام قرائت سوره مبارکه انعام چون به آیه شریفه «لهمّ دارالسلام عند ربّهم» (انعام، آیه ۶) رسید؛ از دنیا رفت.

همسرش اسحاق تصمیم داشت پیکر همسرش را به مدینه ببرد اما مردم مصر تمنا داشتند که او در مصر دفن شود و نزد امیر وقت مصر رفتند و از او خواستند اسحاق را از انتقال پیکر سیده نفیسه به مدینه منصرف کند. واسطه قراردادن حاکم مؤثر واقع نشد. مردم اموال فراوانی فراهم کردند و به وی دادند و از او خواستند تا با درخواستشان موافقت کند. اسحاق نپذیرفت اما سرانجام به سبب رویایی که در خواب دید تن به خواست مردم داد. بنابر این رویا، رسول اکرم فرمان داده بود که اموال را نپذیر ولی همسرت را در همین جا به خاک بسپار.(نورالابصار فی مناقب آل البیت النبی المختار، ص۲۵۸؛ آل بیت النبی فی مصر، ص۱۰۴؛ اسعاف الراغبین، ص۲۰۷؛ السیده نفیسه، توفیق ابوعلم، ص۱۳؛ منتهی الامال، ج۲، ص۳۰۰؛ تتمه المنتهی، ص۱۹۵؛ ریاحین الشریعه، ح۵)

کرامات و معجزات سیده نفیسه 

در هنگام اقامت این نوه امام حسن(علیه السلام) در مصر کرامت بسیاری از وی دیده شد که ارادت اهالی را نسبت به او چندین برابر کرد. می توان از میان آن ها به پر آب شدن رود خشک شده نیل به برکت دعا و افکندن مقنعه ایشان در آب و شفای بیماران از جمله دختری یهودی اشاره کرد. جمال الدین بن تغری بُردی در این باره می گوید: «از سیده نفیسه کرامات بسیاری مشاهده شده که نشان می‌دهد اهل فضیلت و پوینده طریق معنویت بوده و این کرامت ها در همه جا معروف است.»(نور الابصار، ص۴ و ۲۵۶/ آل بیت النبی فی مصر، ص۱۰۷؛ ناسخ التواریخ، صص۱۱۹ و ۱۲۴؛ ریاحین الشریعه، ج۵، ص ۸۵ – ۸۷ ـ ۸۸؛ المواعظ و الاعتبار بذکر الخطط و الآثار، ج۲، ص۶۴۱)

ابونصر بخاری می گوید: مقام این بانو آنقدر والاست كه مردم مصر برای اثبات ادعای خویش، به وی سوگند یاد می كنند

مصریان و گرفتن حاجات بسیار از بانو نفیسه

سیده نفیسه خاتون (سلام الله علیها) نزد عرب‌ها «سیّده» و «ست نفیسه» که به معناى «خانم» است، معروف گشته و مرقد ایشان در قاهره از زیارتگاه‌های مشهور مسلمانان به ویژه شیعیان مصری و دیگر کشورها به شمار می‌آید. رسم است که جشن های ازدواج در اطراف مرقد او برگزار می‌شود.( شیعه در مصر، ص۱۳۱) و در سالروز تولد این بانو و نیز حضرت زینب(سلام الله علیها) جمعیت بسیاری در حرم او گرد می‌آیند و فرقه‌های گوناگون شیعه در کنار اهل سنت تا پاسی از شب با مولودی خوانی به شادی می‌پردازند. مردم مصر بوسیدن ضریح، تضرع و توسل به سیده نفیسه را برای برآوردن حاجات روا می‌دانند.( شیعه در مصر، ص۹۹ ـ۱۰۰ و ۲۱۷٫)

در کتاب سفینه البحار آمده است هر کس حاجتی داشته باشد و هزار مرتبه به روح سیده نفیسه خاتون صلوات هدیه کند؛ خداوند ان شاءاللّه حاجاتش را روا می گرداند.

مقریزی نیز در این باره نوشته است: «قبر سیده نفیسه یکی از مواضع معروف مصر می باشد که به اجابت دعا معروف می باشد و هر وقت به مصری ها مصیبتی می رسد به این مکان می شتابند و حاجت خود را مطرح می کنند و با ذکر، دعا و استغاثه جواب می گیرند.(المواعظ والاعتبار…، ص۶۳۸ ـ ۶۳۹)

برخی شیعیان ایرانی در عهد قاجار، در سفر حج به شامات و مصر نیز می‌رفته و مرقد سیده نفیسه را زیارت می‌کرده‌اند. این زیارت ها در برخی سفرنامه‌های حج ایرانیان انعکاس یافته و اطلاعاتی از مرقد آن بانو و باورهای مصریان درباره او به دست داده‌اند.( سرالسلسله العلویه، ص۲۹)

 

 

منبع: تبیان (tebyan.net)

بازنویسی مثنوی
بازنویسی اشعار مثنوی معنوی مولوی در شش جلد
مثنوی مولوی
داستان های مثنوی به زبان ساده





پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *